ایستگاههای مترو

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

ایستگاههای پایین شهر:
مولوی - خیام - سعدی

ایستگاههای بالاشهر
شهید مفتح - شهبد بهشتی - شهید همت


تبار عاشقان

 

نوشته شده توسط:ابراهیم

یه غزل زیبا تقدیم به رضوانه عزیزم البته با اجازه شاعر مرحوم (بنده خدا زحمت كشیده شعر گفته من هم به این راحتی تقدیم كردم)

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم ؟

ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم؟

نیست از هیچ طرف راهِ برون شد ز شبم

زلفِ افشان تو گردیده حصارم چه کنم؟

از ازل، ایل و تبارم همه عاشق بودند

سخت دلبسته‌ی این ایل و تبارم چه کنم؟

من کزین فاصله غارت شده‌ی چشم تو ام

چون به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم؟

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟

----------------------------------------------

شعر از سید حسن حسینی. اگر در مورد شاعر میخواهید چیزی بدونید ادامه مطلب رو بخونید


ادامه مطلب

عروسی

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

  

برسیده مژده اینک که سرآمد آن جدایی

شده وقت آنکه بوییم شمیم آشنایی

به عنایت خدایی برسید گل به بلبل

بود این وصال دائم به عنایت خدایی

قدمی به چشم ما نِه؛ بشنو تو خیر مقدم

به سلام داریوش و به درود کربلایی

----------------------------------

4 آبان 1385

تولد دوباره

تولد دو انسان

تولد یك زندگی

روزی كه برای من و رضوانه یكی از بهترین روزهامون به حساب میاد.

بعد از اینكه 27 مرداد 85 عقد كردیم 4 آبان ماه همون سال مراسم عروسی هم برگزار شد و ما دو تا زندگی رو با هم شروع كردیم.

ای خدا این وصل را هجران مكن

سرخوشان عشق را نالان مكن

میخوام همینجا به رضوانه بگم كه چقدر اون و زندگی با اون رو دوست دارم .

این هم تقدیم به رضوانه عزیز  



ثبت شدیم در گینس ولی به چه قیمتی؟!

 

نوشته شده توسط:رضوانه

از دیروز صبح كه نعیمه زنگ زد و گفت تو پارك ملت قراره ساندویچ شترمرغ درست كنن به طول 1500 متر و از "گینِس" هم قراره بیان برای ثبت ركورد، كلی هیجان زده بودم كه بالاخره یه اتفاقی داره تو ایران می افته و من هم می تونم برم ببینم.
ولی وقتی رسیدیم اونجا از هرچی زندگیِ ‌پشیمون شدم. آخه خدا! چرا ما ایرانیا تا این حد می تونیم بی فرهنگ باشیم؟؟؟
پس كو اون فرهنگ 2500 ساله كه هی ازش دم می زنیم؟
چرا وقتی می دونیم كه از چند تا كشور اومدن واسه پخش خبر هم نمی تونیم یه كم جلوی خودمون رو بگیریم؟
اصلا اجازه‌ی اینكه ساندویچ به 1500 متر برسه رو ندادن و تقسیمش كردن.
جالب اینجا بود كه دست بعضیا یه كیسه‌ی پر ساندویچ بود و بعضیا هم كه  گرفته بودن از طعم شترمرغ خوششون نیومده بود و گوشه و كنار پارك ساندویچشون رو پرت كرده بودن. اونقدر بوی بدی از قسمت های مختلفی كه ساندویچ رو پخش می كردن می اومد كه آدم حالش بد می شد.
تا وقتی ما اونجا بودیم به زور پلیس، مسئولین ثبت تونسته بودن 700 متر رو اندازه بگیرن.
آخه چرا باید یادمون بره كه ما هرچقدر گشنه، هر چقدر فقیر، ولی یه چیزی به عنوان شأن و كلاس اجتماعی داریم كه نباید به راحتی اون رو زیر پا بذاریم.
تا كی نگاه كشورها رو روی خودمون به عنوان جهان سوم تحمل كنیم، نكنه دیگه برامون مهم نیست كه یه روزی صاحب فرهنگی بودیم كه الان هم اگه لازم بشه پُزش رو می دیم پیش غریبه ها...
من كه واقعا خجالت كشیدم.
بقیه‌ی آدمایی كه اونجا بودن رو نمی دونم...


زلف چلیپا

 

نوع مطلب :ادبیات ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

من خراب نگه نرگس شهلای توام
بی خود از باده‌ی جام و می مینای توام

تو به تحریک فلک فتنه‌ی دوران منی
من به تصدیق نظر محو تماشای توام

می‌توان یافتن از بی سر و سامانی من
که سراسیمه‌ی گیسوی سمن‌سای توام

اهل معنی همه از حالت من حیرانند
بس که حیرت‌زده‌ی صورت زیبای توام

تلخ و شیرین جهان در نظرم یکسان است
بس که شوریده‌دل از لعل شکرخای توام

مرد میدان بلای دو جهان دانی کیست
من که افتاده‌ی بالای دلارای توام

سر مویی به خود از شوق نپرداخته‌ام
تا گرفتار سر زلف چلیپای توام

بس که سودای تو از هر سر مویم سر زد
مو به مو با خبر از عالم سودای توام

زیر شمشیر تو امروز فروغی می‌گفت
فارغ از کشمکش شورش فردای توام

-------------------------------------------------

شعر از فروغی بسطامی شاعر قرن سیزده هجری



همشاگردی سلام !!!

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:رضوانه

فردا اولین روز مدرسه هاست.
چقدر دلم برای مدرسه تنگ شده، هر سال اوایل مهر بدجوری هوس مدرسه می كنم، دلم برای شیطنتایی كه اون وقتا می كردیم تنگ می شه...

فردا روزیه كه با تمام عشق و احساس می خوندیم:

آغاز سال نو، با شادی و سرور
هم‌دوش و هم‌زبان، حرکت به سوی نور
آغاز مدرسه، فصل شکفتن است
در زنگ مدرسه، بیداری من است
 

«در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام»

 مهر از افق دمید، فصلی دگر رسید
فصل کلاس و درس، ما را دهد نوید
شد فصل کسب علم، فصل تلاش و کار
دانش به نسل ما، می‌بخشد اعتبار
 

«در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام»
 
ای در کنار ما، آموزگار ما
چون شمع روشنی، در روزگار ما
روشن ز نور توست، کاشانه دلم
در کار من تویی، حلال مشکلم
 
«در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام»

یادش بخیر ...

پ ن : متاسفانه هرچی گشتم فایل صوتی پیدا نكردم و به ناچار به همین قناعت كردم.



یغیروا ما بأنفسهم

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

سوره رعد آیه ۱۱

خداوند سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نخواهد ساخت مگر اینکه خودشان دگرگون سازند (مگر اینکه خودشان را دگرگون سازند)

---------------------------------------------------

پ.ن. بی ربط ولی حرص درآر: زیرنویس تلویزیون امشب این بود که مردم درخواست کردند کمتر فیلم نشون بدیم تا بتونن برن مسجد برای عبادت. ای تف بر اون دینی که یه فیلم مزخرف سیمای جمهوری اسلامی، عبادتش رو از پیروش بگیره و تف بیشتر بر دینداری كه این فیلم‌ها اون رو از عبادتش باز میداره



می ترسم

 

نوع مطلب :ادبیات ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

ز خال عنبرین افزون ز زلف یار می‌ترسم
همه از مار و من از مهره‌ی این مار می‌ترسم

بلای مرغ زیرک دام زیر خاک می‌باشد
ز تار سبحه بیش از رشته‌ی زنار می‌ترسم

ازان چون شبنم گل، خواب در چشمم نمی‌گردد
که از چشم تماشایی برین گلزار می‌ترسم

خطر در آب زیرکاه بیش از بحر می‌باشد
من از همواری این خلق ناهموار می‌ترسم

ز تیر راست رو، چشم هدف چندان نمی‌ترسد
که من از گردش گردون کج رفتار می‌ترسم

بد از نیکان و نیکی از بدان پر دیده‌ام صائب
ز خار بی گل افزون از گل بی خار می‌ترسم

--------------------------------------------------------

شعر از صائب تبریزی، معروفترین شاعر سبك هندی.

در مورد صائب میتونید به ویكی‌پدیا و یا سایت آفتاب سر بزنید.



كوچك

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:ابراهیم

با الهام از جمله ای که تورج نگهبان  (که ۳۰ مرداد فوت کرد) تو آخرین مصاحبه اش با Pars TV گفته:

سفره‌ام را،

آرزوهایم را،

آسمانم را،

زمینم را،

و

زندگی ام را،

كوچك نگه می‌دارم تا خودم را كوچك نكنم.



بهشت مادران

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:رضوانه

دیروز قسمت شد و امام رضا طلبید برای بار دوم رفتیم بهشت مادران.

جای جالبیه ! یه جور شهر زنان.

نمی دونم چرا تو این وبلاگا کم دیدم درباره اش، انگار هیچ کس حال نوشتن نداره.

به هر حال تصمیم گرفتم بنویسم :

بهشت مادران، جایی که حتی باغبونش زنه

جایی که زنای ایران که همیشه محدود و درگیر بودن با حجاب می تونن راحت و بی دردسر و بی رو دربایستی بدون سرخر بازی کنن، دراز بکشن و حتی حموم آفتاب بگیرن! بدون اینکه احساس بدی داشته باشی از یه نگاه که همیشه تو خیابون هم باهاته.

بهشت مادران جای امنیه که مسئولین پارک با چشمای باز مواطبن که کسی سوء استفاده نکنه از موقعیتش، عکس نگیرن، فیلم نگیرن ...

بهشت مادران بهشتیه برای زنان محدود ایران! خواهش می کنم برداشت بد نکنین و شعار هم ندین که حجاب مصونیته و محدودیت نیست، منم نمی خوام این رو بگم.

به هر حال پیشنهاد می کنم که حتما برین به دیدنش می ارزه .

راستی روزای ۵ شنبه و جمعه و روزهای تعطیل مردا هم می تونن برن تو.

و در آخر بهشت مادران رو یه تپه تو سید خندان ساخته شده.

همین



  • تعداد کل صفحات:14 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic